4تایی ها
بله درسته!!!!.......تولد مهسا جونه (بزرگه) همه تو تولد دعوت هستن.............. . . . . البته کادو یادتون نره............. راستی .... از نظرات خوبتون هم ممنونیم.... حالا ۳تامون برای مهسا میرخسیم!!!! نوبت نوبت بادکنک هاست... خب مرسی از همه .... جشن ما هم تموم شد.. سلام...... ما دوباره برگشتیم........ وای نمیدونین چه قدر دلمون برای وبلاگمون تنگ شده ....... ۴ تایی ها............. بهتر از دفعه ی قبل........ می خوایم حسابی بترکونیم............ میخوایم هر دفعه یه مطلبی بذاریم. این دفعه داستانک هستش . تازه کلی هم عکس میذاریم....... مجاز نیست پای کامپیوتر نشسته بودم و حوصله ام سررفته بود. یک صفحه ی اینترنت باز کردم و در قسمت جست و جو نوشتم: دوست خوب. و Enter را زدم. به جای مطلب یا چیز دیگه ای که می شد انتظارش رو داشت یک صفحه برایم باز شد که روی آن بزرگ نوشته بود: دسترسی به این سایت مجاز نمی باشد.
مثل جوجه.... راستی جوجه را که می شناسی..؟ تا به حال فکر کردی چرا به فردی می گویند جوجه..؟ کوچولو باشه ........ جدید باشه ............. حیرت زده باشه .......... راستی جوجه ی دلت چه شکلیه ؟ میزبا ن خدا ساعت لحظه به لحظه نزدیک تر می شد! دقایقی باقی نمانده بود. منتظر چشمانش بودم. قرار بود خدا بیاید که زنگ به صدا در آمد! فقیری دم در بود! حتی امروز معلم گفت: (حتی ممکن است لاشه ی حیوانات هم داخل سد بیفتد!) فکرش را بکن، شیر را باز می کنی و یک گربه ی مرده از دمش داخل لیوانت بیفته !
سایبان کوچک در این تابستان گرم همه دنبال سایه اند. سایه ی درخت ها...سایه ی ساختمان ها ....اما اگر کودک کوچکی دنبال سایه گشت من سایبان خوبی برای او هستم.
دیر شده بود یک گلوله ی برف در حیاطمان دیدم. هر روز از کنارش رد میشدم و توجهی به آن نمیکردم. یک روز که به خانه آمدم دیگر اثری از گلوله ی برف نبود.
دنیا بدون بهشت کودکی آرزو کرد پلیدی از دنیا پاک شود. آرزویش بر آورده شد و دنیا بهشت شد. بعد بهشت برای همه بی معنی بود. برگرفته شده از کتاب خردی ها راستی نظر هم یادتون نره ! ![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()

| Design By : Night Skin |


















